• 1403/11/20 - 09:15
  • - تعداد بازدید: 520
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

فجر انقلاب در کشاورزی (۱)

 
یکی از مشکلات مهم اقتصادی جهان کنونی تأمین غذا برای مردم است که تحت عنوان امنیت غذایی در همه کشورها مد نظر قرار می‌گیرد؛ چراکه با افزایش جمعیت در کره زمین و بروز معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و به خصوص جنگ‌های متمادی که نظام سلطه هر روز در گوشه و کنار جهان ایجاد می‌کند تا به اهداف سلطه‌گری خود در میان ملت‌ها ادامه دهد، زندگی برای بسیاری از مردم کره زمین سخت شده است. به موازات همین نگاه استعماری، نظام سلطه از طریق ایجاد بانک‌های جهانی، سرمایه‌ها را نیز تحت انحصار خود گرفته و با ابزار تحریم درصدد تکمیل زنجیره قدرت خود است. در این میان افراطی ترین گروه‌های سیاسی، مذهبی دیکتاتوری و نژادپرست هم اگر قیمومیت نظام سلطه استعماری را بپذیرند، بر حاکمیت کشورها گمارده می‌شوند. اما به دلیل روحیه آزادگی ملت ایران، استقلال خواهی و مقابله با هر نوع سلطه پذیری که در ذات مردم ایران نهادینه شده، این باور خوشایند کشورهای استعمارگر نیست. ملت ایران با همین روحیه استقلال خواهی، انقلاب کرد. به گونه‌ای که شعار «استقلال، آزادی و نه شرقی و غربی جمهوری اسلامی» از اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین اهداف قیام ملت بر ضد حکومت پهلوی در دهه ۵۰ شمسی بود که منجر به شکل‌گیری جمهوری اسلامی شد و مردم هم با رأی بالای ۹۸ درصدی خود بر آرمان‌های خود مهر تایید زده‌اند.
به موازات وابستگی سیاسی؛ وابستگی کشاورزی و حتی قانونگذاری برای بخش زراعت و فلاحت، یکی از ضعف‌های اساسی به شمار می‌رفت که مورد اعتراض مردم ایران قرار گرفت. وابستگی خاصی که قرار بود به پیشنهاد مستشاران فراوان آمریکایی مستقر در ایران در قالب قانون اصلاحات ارضی، ساختار کشاورزی ایران را به سبک آمریکا و استرالیا تغییر دهند؛ اما به دلیل عدم شناخت فرهنگ و باورهای مردم ایران و عدم تطابق افکار پیشنهاد دهندگان تغییر قانون با نیازهای واقعی روستاییان و کشاورزان ایرانی، کوچک شدن مزارع، واگذاری اراضی بزرگ به امرای ارتش، نبود حمایت‌های دقیق دولتی، ضعف نظام ترویج و ... در عمل اجرای این قانون تأثیرات بسیار منفی بر تولید کشاورزی ایران گذاشته و کشاورزان با رها کردن اراضی خود و مهاجرت از سر اجبار به حاشیه شهرها، به عنوان کارگر ساده در بخش خدمات و صنایع جذب و بسیاری هم به دلیل وجود فاصله طبقاتی در حلبی آبادها مستقر شدند.
با مهاجرت انبوه کشاورزان به حاشیه شهرها، زنجیره تولید محصولات زراعی و دامی به شدت به هم ریخت. دولت شاهنشاهی در این زمان با تمرکز بر افزایش تولید نفت و کسب درآمد نفتی، اما به دلیل نیاز به آذوغه، مجبور به افزایش واردات مواد غذایی شد و پنیر دانمارکی و سیب لبنانی حتی به سبد تغذیه دانش‌آموزان رسید که در مجموع همه عوامل، وابستگی بیشتر بخش کشاورزی و کشور را به محصولات خارجی افزایش داد. به گونه‌ای که در مرداد ۱۳۵۵ مهدی سمیعی، رئیس کل بانک توسعۀ کشاورزی با مشاهده شرایط بد و در تشریح وضعیت نابسامان کشاورزی در ایران تصریح کرد: «ایران اکنون به واردات ۳۱ میلیارد دلار مواد غذایی نیاز دارد» این آمار گوشه‌ای از وضع فلاکت‌بار کشاورزی ایران در دورۀ پهلوی را نشان می‌دهد. 
دامداری تعریف می‌کرد در دهه ۵۰ به دلیل نبود دسترسی به دامپزشک دام‌هایشان هر ساله تلف می‌شد و برای رساندن دام به مرکز شهرستان باید راهی طولانی را آن هم در مسیر غیرآسفالت و سنگلاخ طی می‌کردند و دام ها هم تا ظهر در صف یک تکنسین دامپزشکی نگه داشته می‌شد بلکه قرصی تجویز شود؛ اما به محض اینکه غروب به روستا برمی‌گشتیم دام از تکان‌های شدید در مسیر رفت و برگشت روده بر می‌شد و می‌مرد. یعنی چه دام‌ها را به مرکز شهرستان می‌بردیم و چه نمی‌بردیم، می‌مردند!
اصلاحات موسوم به انقلاب سفید، علاوه بر دگرگونی در الگوی مالکیت، باعث تغییرات مهمی در تمرکز جمعیتی کشور هم شد؛ در حالی که اگر در اوایل دهۀ ۱۳۴۰ حدود ۳۰ درصد از جمعیت ایران در شهرها زندگی می‌کردند، در سال ۱۳۵۴ این رقم به ۴۵ درصد و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به حدود ۵۰ درصد رسید که عمده اعتراضات مردمی به دلیل همین بی‌توجهی به حاشیه‌نشینان شهرک‌ها و حلبی آبادهای جنوب شهرهای بزرگی چون تهران شکل می‌گرفت و عجیب نبود که برخی مخالفان جمهوری اسلامی، انقلاب سال ۵۷ را انقلاب روستاییان ساکن شهرها می‌گفتند.
 
در مقابل با پیروزی انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی جزو اولین نهادهای انقلابی بود که در خرداد ۱۳۵۸ با فرمان امام خمینی و با هدف احیای روستا و کشاورزی و با حضور گسترده جوانان تحصیلکرده وطن دوست ایجاد شد و همین نیاز و اراده جوانان انقلابی و روستاییان و تشکیل شوراها و تعاونی‌های روستایی و محلی، سبب شد کشاورزی ایران پس از انقلاب اسلامی با رشد چشمگیری همراه باشد به نحوی که در سال ۱۳۵۷، جمعیت ایران ۳۶ میلیون نفر و تولیدات کشاورزی آن ۳۵ میلیون تن بوده، اما امروز با افزایش جمعیت به بیش از ۸۹ میلیون نفر به دلیل توسعه زیرساخت‌های کشاورزی و تلاش ۴ میلیون بهره‌بردار، تولیدات کشاورزی به ۱۳۲ میلیون تن رسیده است.
همچنین با افزایش تعداد مهندسان کشاورزی و گسترش تحقیقات و ترویج و افزایش سطح سواد بهره‌برداران، ۶۰ درصد این افزایش تولید نتیجه به‌کارگیری دانش و فناوری‌های نوین در بخش کشاورزی است به گونه‌ای که مراکز تحقیقاتی کشاورزی ایران اکنون رتبه نخست مراکز تحقیقات کشاورزی غرب آسیا را به خود اختصاص داده است.
همچنین با وجود تحریم‌ها و چالش‌های داخلی، توانسته‌ایم در برخی حوزه‌های کشاورزی و دامپروری به جایگاه‌های خوبی در منطقه  و حتی جهانی دست یابیم. اما برای حفظ و بهبود این جایگاه، نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت بیشتر در بخش‌های کلیدی هستیم که می‌بایست از سوی برنامه‌ریزان بخش کلان کشور، کشاورزی یکی از محورهای اصلی توسعه ملی قرار داشته باشد.
اگرچه نمی‌توان در این مختصر همه دستاوردهای کشاورزی ایران را تشریح کرد، اما افزایش بهره‌وری در تولید گندم به عنوان قوت غالب، یکی از نمونه‌های موفقیت‌آمیز در بخش کشاورزی است. در ابتدای انقلاب، میانگین برداشت گندم آبی در هر هکتار تنها ۱,۷۰۰ کیلوگرم بود، اما امروز این رقم به ۴,۴۰۰ کیلوگرم در هکتار رسید.
جالب توجه این که رکورد تولید گندم در کشور به ۱۴,۷۰۰ کیلوگرم در هکتار نیز ثبت شده است. امسال در مجموع با تولید رقم چشمگیر ۱۵ میلیون تن گندم به خودکفایی کامل دست یافته‌ایم. 
ایران اکنون در تولید برنج هم به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافت. علیرغم عدم توسعه اراضی و مصرف آب،  میزان تولید برنج سفید در سال جاری به ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار رسیده است. همچنین، با سرمایه‌گذاری مناسب در بخش مکانیزاسیون شالیکاری، ۷۲ درصد از کشت برنج به صورت مکانیزه انجام می‌شود و ۹۳ درصد از برداشت این محصول نیز با استفاده از کمباین‌های کوچک صورت می‌گیرد.
 
#مجید زندی -پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت جهادکشاورزی
  • گروه خبری : یادداشت ویژه
  • کد خبر : 193033
کلمات کلیدی
مریم  مهدوی
خبرنگار

مریم مهدوی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید