آب را سرآب نکنیم
روزهای پایانی بهمن، بارشهای مناسبی بهصورت برف و باران در پهنههای وسیعی از کشور رخ داد؛ اما با توجه به شاخصهای بارش، از آغاز سال آبی (از ابتدای مهر ماه) همچون سالهای گذشته، کاهش بارندگی داشتهایم. این کاهش بهطور طبیعی سبب تضعیف ذخیرهسازی آب سفرههای زیرزمینی و مخازن سدها، تداوم خشکسالی و دشواری بیشتر تأمین آب در سال ۱۴۰۴ خواهد شد. بنابراین، باید هوشیار باشیم و اجازه ندهیم بارشهای مقطعی این روزها، مدیران و کشاورزان را فریب دهد تا تصمیمات خود را براساس فراوانی موقت آب اتخاذ کنند. بر اساس آخرین آمارها، هماکنون ۶۰ درصد ظرفیت کل سدهای کشور خالی است و برخی سدها مانند سد پانزده خرداد کاملاً خشک هستند. همچنین، حجم کل سدهای تهران تنها ۹ درصد و سد مهم زایندهرود در فلات مرکزی تنها ۱۲ درصد آب دارد.
اکنون که در آستانه سال ۱۴۰۴ قرار داریم و بسیاری از کشاورزان زمینهای خود را زیر کشت بردهاند، اگر در اسفند ماه و بهار بارندگی مناسبی نداشته باشیم، با بحران آب کشاورزی و کاهش میانگین محصولات مواجه خواهیم شد. افزایش برداشت آب، مدیریت ناکارآمد منابع آبی در بخشهای کشاورزی، شهری و صنعتی، و آلودگی آب، همگی عواملی هستند که آینده آب در کشور ما را تحت تأثیر قرار دادهاند. در صورت عدم اصلاحات اساسی در مدیریت مصرف آب کشاورزی، شاهد کاهش تولیدات کشاورزی و افزایش تنشهای آبی در مناطق مختلف کشور خواهیم بود.
چرا به این وضعیت دچار شدهایم؟
اولاً، پیشرفت صنعت و فناوری دسترسی به آب را برای شرب، صنعت، خدمات و کشاورزی آسانتر کرده است. این رفاه باعث شده ارزش واقعی این منبع حیاتی کمرنگ و فراموش شود، در حالی که با توجه به کمبود اساسی آب، باید در مصارف آن دقت بیشتری کرد. اسراف و بیتوجهی به منابع آب نهتنها به آلودگی آن منجر میشود، بلکه در مواردی مانند کمبود آب ورودی به دریاچه ارومیه، سلامت انسانها و سایر موجودات زنده را نیز به خطر میاندازد.
تجربه تاریخی سرزمین ما نشان میدهد که کشاورزان و حتی شهروندان مناطق خشک و کمآب، ارزش آب را با ساخت قناتها و انتقال زیرزمینی آب برای جلوگیری از تبخیر، به خوبی درک کردهاند. اما با گسترش فناوری چاههای عمیق و برداشت بیرویه، آب از بستر اراضی کشاورزی فاصله گرفته و هر ساله مجبور به افزایش عمق چاهها شدهایم. این امر باعث افت بیشتر سطح آبهای زیرزمینی و نابودی چرخه طبیعی آب شده است.
حکمرانی نادرست آب در قالب سدسازی، انتقال آب و حتی نمکزدایی با انگیزه کسب سود و دریافت بودجه، همراه با نبود دلسوزی برای حفظ این منبع حیاتی، منجر به نابرابری، تخریب محیط زیست، بحران فرونشست زمین و محدودیت منابع آب شیرین شده است.
اگر روند مصرف غیربهینه آب را به هر شکلی که اکنون در ذهن بسیاری از مصرفکنندگان وجود دارد، ادامه دهیم، ممکن است روزی به نقطهای برسیم که دسترسی به آب برایمان غیرممکن شود. بنابراین، افزایش آگاهی عمومی و آموزش بهرهبرداران در این زمینه بسیار ضروری است. با یادآوری ارزش واقعی آب و تشویق مصرفکنندگان به رفتارهای مسوولانه، میتوانیم به حفظ این منبع حیاتی کمک کنیم.
ارزیابیهای کارشناسان نشان میدهد که توزیع حجمی آب بر بستر آبیاری قطرهای، بهعنوان یک راهکار مؤثر، نهتنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه بهرهوری و تولیدات کشاورزی را نیز افزایش میدهد. روشهای سنتی آبیاری به دلیل هدررفت آب از طریق تبخیر، رواناب و نفوذ عمیق، کارایی پایینی دارند. در مقابل، سامانههای نوین آبیاری مانند آبیاری قطرهای، بارانی و زیرسطحی که از اواخر دهه ۶۰ در کشور رواج یافتهاند، نتایج هوشمندانهتری برای حفظ آب داشتهاند. این نوع آبیاری اکنون در بیش از ۳.۱ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی اجرا شدهاند. از این میزان، حدود ۲.۶ میلیون هکتار با مشارکت دولت و بخش خصوصی و ۵۰۰ هزار هکتار بهطور کامل توسط بخش خصوصی توسعه یافتهاند.
خراسان جنوبی، اصفهان و سمنان از استانهایی هستند که بیشترین بهره را از این طرحها بردهاند. اجرای روشهای نوین آبیاری، مصرف آب را تا ۳۰ درصد کاهش میدهد. در این شیوه، با رسیدن مستقیم آب به ریشه گیاه، کارایی آبیاری افزایش یافته و تولیدات کشاورزی بهبود مییابد. اما نصب سامانههای نوین آبیاری نیازمند سرمایهگذاری اولیه قابلتوجهی است. این سیستمها همچنین نیاز به نگهداری و تعمیرات منظم دارند که بسیاری از کشاورزان توان تأمین مالی آن را ندارند.
برای نجات آب در سرزمین خشک ایران، دولت چارهای ندارد جز این که با حمایت یارانهای، هماهنگی با بانکها، ارائه تسهیلات و وامهای کمبهره، تبلیغ و آموزش، موانع مالی را کاهش دهد و کشاورزان را به استفاده از این فناوریها تشویق کند. همزمان، باید مصرف کل آب از سوی کشاورزان محدود شود. اگرچه تاکنون حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان اعتبار دولتی برای توسعه این سامانهها هزینه شده، اما به طور یقین شرایط برای بهبود کارایی این طرحها بیش از حجم موجود اعتبارات است.
استفاده از سنسورهای رطوبت خاک و سیستمهای خودکار برای آبیاری بهینه، جایگزینی محصولات پرآببر مانند برنج و نیشکر با محصولات کمآببر مانند جو و حبوبات، توسعه کشت گیاهان دارویی، کشت محصولات مقاوم به خشکی، کاهش تبخیر آب از سطح خاک، بهبود ظرفیت نگهداری آب در مزرعه با افزودن کودهای آلی، استفاده از آبهای بازیافتی برای آبیاری، کشت گیاهان مقاوم به شوری، آبیاری در ساعات خنک روز (صبح یا عصر) برای کاهش تبخیر و... در صرفهجویی مصرف آب در اختیار کشاورزان مؤثر است.
همچنین، ذخیرهسازی برف و آب در سدهای کوچک و آببندانها برای استفاده در فصل خشک، بازچرخانی آب در بخشهای مختلف کشاورزی، تغذیه مصنوعی آبخوانها، انتقال آب به مناطق خشک برای تقویت آبخوانها، نظارت بر الگوی کشت در مناطق مختلف و سرمایهگذاری در پژوهشهای مرتبط با کشاورزی پایدار میتواند مصرف آب در بخش کشاورزی را بهینهتر کرده و این اقدامات در مجموع میتواند به مقابله با مشکلات کمآبی در بهار و تابستان کمک کند.
البته برای موفقیت در این زمینهها، لازم است مشوقهایی برای کشاورزان در نظر گرفته شود. نمیتوان از کشاورزان انتظار داشت که محصولات پرآببر را کنار بگذارند، مگر این که جایگزینهای مناسبی ارائه شود. یکی از این جایگزینها، توسعه تولید در محیطهای کنترلشده مانند گلخانههاست.
این برنامهها با قانون نیز همخوانی دارد، زیرا در برنامه هفتم توسعه، اصلاح الگوی کشت بهعنوان یکی از راهبردهای اساسی مدنظر قرار گرفته است. عمل به این قانون نیازمند حمایتهای بودجهای سالانه مجلس از کشاورزان و سرمایهگذاری در زیرساختهاست.
در مجموع، بدون برنامهریزی بلندمدت و اجرای سیاستهای مؤثر، آینده آب با مشکلات جدیتری روبرو خواهد شد. افزایش آگاهی عمومی، مشارکت مردم و استفاده از علم صرفهجویی در مصرف آب و ترویج نظام بهرهوری آب میتواند به بهبود وضعیت کمک کند. امید است با همکاری همهجانبه، بتوانیم از بحران آب و حتی فرونشست اراضی کشاورزی عبور کرده و آیندهای پایدار برای نسلهای آینده در بخش تضمین امنیت و کیفیت غذایی ایجاد کنیم.
#مجید زندی - پایگاه اطلاعرسانی وزارت جهاد کشاورزی
نظر دهید