واکنش وزارت جهاد به مطلب «جهانصنعت»
کشاورزی در برابر تورم؛ از تولید تا سفره
وزارت جهاد کشاورزی در واکنش به گزارش روزنامه«جهان صنعت»با عنوان «قفسههای پر، جیبهای خالی»، اعلام کرد تورم مواد غذایی و کاهش قدرت خرید ناشی از عوامل کلان اقتصادی است. در ادامه میخوانید:
تأمین امنیت غذایی از وظایف اصلی بخش کشاورزی است. قفسههای مملو از مواد غذایی در سراسر کشور بیانگر آن است که کمبود عرضه مواد غذایی وجود ندارد و وزارت جهاد کشاورزی وظیفه تأمین مواد غذایی و دسترسی فیزیکی از ابعاد امنیت غذایی را اجرا کرده است. یکی دیگر از ارکان امنیت غذایی، دسترسی اقتصادی به غذاست و نقش قیمت محصولات کشاورزی در کنار سایر ارکان آن (فراهمی، دسترسی فیزیکی، مصرف و ثبات) اهمیت فراوانی دارد. ماهیت تولید کشاورزی، وابستگی شدید به شرایط اقلیمی، تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی (نرخ تورم، نرخ ارز، نقدینگی)، شرایط بازارهای جهانی و نارسایی زنجیرههای ارزش و توزیع، از عوامل مؤثر بر افزایش و نوسان قیمت محصولات کشاورزی هستند.
تورم و قدرت خرید؛ پدیدهای کلان و فرابخشی
موضوع مطرحشده در گزارش (قیمتهای فزاینده و قدرت خرید مصرفکننده) ابعاد دسترسی اقتصادی و مصرف را با چالش روبهرو کرده است. تورم و قدرت خرید خانوار، موضوعاتی کلان و فرابخشی هستند که در چارچوب وظایف وزارت جهاد کشاورزی نمیگنجد و این وزارتخانه خود متأثر از شرایط تورمی حاکم است.
تحلیل ماهیت تورم در شرایط کنونی
تورم نتیجه عوامل هزینهای (Cost Push) و تقاضا (Demand Pull) است. چنانچه در مقاله نیز آمده، بخش مهمی از افزایش قیمتها به تحریم و تنشهای نظامی باز میگردد که هزینه واردات (بیمه، حملونقل، واسطهگری) را افزایش داده و با نااطمینانی، بازار ارز را تلاطمآلود و ریسک تولید را بالا برده است. این موارد طرف عرضه را تحت فشار قرار داده و تورم هزینهای را دامن زده است؛ در حالی که با کاهش قدرت خرید، تقاضا کاهش یافته و پدیده «قفسههای پر با قیمتهای فزاینده» شکل گرفته است.
تورم؛ شاخصی کلان و مشترک در همه کالاها
تورم یک شاخص اقتصادی کلان است که بر اساس آمار مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، در گروههای کالایی مختلف وجود دارد و تنها مختص مواد غذایی نیست؛ مسئولیت رفع آن نیز متوجه یک دستگاه نیست و عوامل متعدد (روابط بینالملل، جنگ، سیاستهای پولی و ارزی، کسری بودجه، ساختار انحصاری و...) بر آن مؤثرند.
چالشهای قیمتگذاری دستوری و سیاستهای حمایتی
با توجه به انتقال قیمت بین بازارها، قیمتگذاری دستوری برای گروه خاصی از محصولات کارایی ندارد و صرفاً انتقال تورم را به تأخیر میاندازد؛ زیرا کنترل طولانیمدت، رابطه مبادله را به زیان این محصولات کاهش داده و انگیزه تولید و عرضه را کم میکند. سیاستهایی مانند یارانه نقدی و کالابرگ نیز با افزایش تورم، ارزش واقعی خود را از دست میدهند و بار مالی آنها فشار تورمی را مضاعف میکند. از این رو، تورم باید بهعنوان مشکل کلان و ساختاری اقتصاد معالجه شود.
دادههای تجربی و شواهد آماری
دادهها نشان میدهند در کوتاهمدت قیمت کالاهای کشاورزی بیش از قیمت تعادلی بلندمدت تغییر میکند؛ بنابراین مهمترین عامل کنترل تورم مواد خوراکی، بهبود شرایط اقتصاد کلان و مدیریت نرخ ارز است. تجربه سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ مؤید آن است که با بهبود شرایط اقتصاد (کنترل انتظارات تورمی و نرخ ارز)، تورم خوراکیها مهار و حتی تکرقمی شد.

مأخذ: بانک مرکزی، مرکز آمار ایران
همچنین بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، شاخص قیمت تولیدکننده بخش کشاورزی در بهار ۱۴۰۵ بهصورت فصلی ۱۷ درصد، نقطهبهنقطه ۱۴۴.۳ درصد و سالانه ۸۶.۹ درصد رشد داشته و دستمزد نیروی کار در این بخش حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است که هزینههای تولید را بالا برده است.
تورم درایران پدیدهای چندبُعدی و ساختاری است که از فشارهای هزینهای (تحریم، تنشهای منطقهای، هزینه واردات) و عوامل درونی (رشد نقدینگی، کسری بودجه، ساختار انحصاری و سودجویی واسطهها) تغذیه میشود. درمان پایدار آن تنها از مسیر اصلاح ساختاری کلان عرضه و تقاضا و زنجیره عرضه میگذرد که از آن همه بخشهای اقتصادی، از جمله کشاورزی، منتفع خواهند شد.